سوسای مرد گاو کش

اولين بار كه من با يك گاو نر جنگيدم سال 1950 بود، من با موهاي ژوليده و لباسهاي مندرس از كوهستان (كيوسومي) پايين آمده و براي مهار انرژي زيادي كه داشتم با موقعيت سختي روبهرو بودم در طول راه با مشت به تيرهاي چوبي تلگراف ضربه ميزدم و جاي مشت هايم بر روي آنها باقي ميماند سرانجام براي امتحان قدرت و روشم بر روي حيوانات به كشتارگاه محلي شهرك (تاتهياما) رفتم وقتي نظرم را با كارگر كشتارگاه در ميان گذاشتم او شوكه شد، ولي مرا به داخل كشتارگاه برد و يك گاو نر عظيمالجثه را به من نشان داد. در كشتارگاههاي ژاپن، روش معمول اين بود كه ضربهاي با چكش سنگين ميان دو چشم گاو وارد ميكردند و بعد كه حيوان از پاي در ميآمد سرش را ميبريدند.
من نتيجهگيري كردم، اگر يك چكش بتواند گاو را بكشد من هم در كوهستان با مشتهايم سنگهاي بزرگ را شكسته بودم پس ميتوانم اين كار را انجام دهم.
براي اين كار تمام قدرتم را در مشت راستم جمع كردم و با مشت (سيكن) ضربهاي به پيشاني گاو نر عظيمالجثه زدم، دقيقا همانطوري كه با چكش ميزدند خون از سوراخهاي دماغ و دهان گاو جاري شد اما حيوان از پاي در نيامد و شروع كرد به بالا و پايين پريدن، براي مهار آن عده زيادي جمع شدند و گاو را زمين زدند و سرش را بريدند بعد پوست گاو را كندند و مشاهده كرديم كه شكافي در جمجمه بوجود آمده است و من فهميدم كه مرگ گاوها به خاطر شكاف جمجمه نيست بلكه علت مرگ در اثر ضربه چكش، چيز ديگري است.
از آن روز به بعد كار من اين بود هر روز به كشتارگاه بروم. من در جستجوي روشي بودم تا بتوانم تنها با يك ضربه گاو نر را بكشم به هر حال اين روش را پيدا كردم و فهميدم كه نقطه حساس و آسيب پذير گاو نسبت به ساير مناطق، پشت گوش هايش است و ضربه زدن به اين نقطه هم به علت سختي استخوان كار آساني نيست.
چكشي كه براي كشتن گاو استفاده ميشود يك لبه تيز دارد كه اين لبه، ضربه را دقيقا به زير مغز منتقل ميكند و سرانجام اين كشف من، مرا قادر به كشتن گاوهاي نر بسياري كرد هر چند كه مورد اعتراض انجمنهاي محلي حمايت از حيوانات قرار گرفتم و نامههاي شكايت آميز فراواني دريافت كردم ولي سرانجام توانستم به حدي برسم كه فقط با يك ضربه به پشت گوش گاو را بكشم.
((چون شیر درنده باش اما از کنار آهوی خسته به آرامی گذر کن))